نقدی و بررسی سریال عاشقانه

بر خلاف خط فکری مجله که از نقد آثار معمولی پرهیز میکنید . ولی به ناچار و بنا به درخواست کاربران نقد و بررسی سریال عاشقانه میپردازیم . سریالی که بر خلاف موارد مشابه که در سایر نقاط دنیا ساخته میشود بسیار از نظر محتوا و بازیگری و همه عوامل بر خلاف ظاهر شیک و دلفریبش بسیار فقیر بوده و در کل میشود گفت که برای عرضه چیزی جز سرگرمی ندارد و این بر خلاف آن همه هزینه و گردآوری اکثر ستاره های پول ساز کشور در یک بسته … فقط از دید تجارت میشود این سریال را نوعی کالا تلقی کرد و اینجاست که میشود از نظر تجاری مورد بررسی قرار گیرد … ولی با توجه به ذائقه ایرانی که مقاله ای دیگر میطلبد …. به مروری بر این سریال نمایش خانگی میپردازیم

علی اکبر خداشناس

چند ماه قبل، حضور بازیگری در برنامه دورهمی و این اظهارنظر او که «مردم خواهان تماشای بازیگران خوش‌تیپ و چیزهایی هستند که در زندگی روزمره نمی‌بینند»، جنجال آفرین شد.

به گزارش روزنامه خراسان، سریال عاشقانه، با عبور از حواشی و فراز و نشیب‌های هفته‌های ابتدایی‌اش، این روزها به طور منظم توزیع می‌شود، داستانش به اوج حساسیت رسیده و مخاطبان زیادی پیدا کرده است. با این حال، به نظر می‌رسد برخی ‌ضعف‌های جدی در محتوای فرهنگی و اجتماعی عاشقانه تحت الشعاع موارد پیش‌پا افتاده‌تری مثل نحوه توزیع، فروش اینترنتی، دانلود غیرقانونی و… قرار گرفته و از نظرها پنهان مانده است. در این مطلب قصد داریم عاشقانه را، از چند منظر، مورد نقد و بررسی قرار دهیم.

از روزهایی که تقریبا تمام ورودی مدیای مردم ایران در انحصار تلویزیون و سینما بود، سال‌های زیادی نمی‌گذرد. حدود یک دهه قبل بود که پیشرفت فناوری و به ویژه رونق اینترنت، این معادلات سنتی را به هم زد و شبکه نمایش خانگی مهم‌ترین پیشرفت رسانه تصویری در سال‌های اخیر لقب گرفت. شبکه نمایش خانگی پدیده‌ای امیدوار کننده است که می‌تواند به ارتقای فرهنگی، فراهم آمدن زمینه انتخاب آگاهانه برای مردم، ایجاد فضای رقابت میان برنامه‌سازان و در نهایت افزایش کیفیت محصولات فرهنگی منجر شود. این شبکه در عین حال نوپاست و همچنان از روش آزمون و خطا استفاده می‌کند. بنابراین نقد جدی و موشکافانه سیاست‌های کلی برنامه‌سازانش، برای جلوگیری از منحرف شدن رسالت فرهنگی این رسانه، ضروری به نظر می‌رسد.

این که سریال عاشقانه هم مانند دیگر آثار شبکه نمایش خانگی، درصدد کسب درآمد و سود بیشتر برای عواملش باشد، امری طبیعی و قابل قبول است؛ اما روشن است که استقبال مردمی، کسب سود اقتصادی و افزایش آمار فروش نمی‌تواند تنها ملاک موفقیت یک اثر در شبکه نمایش خانگی تلقی شود. طی هفته‌های اخیر، فروش خوب و استقبال گسترده مردم از عاشقانه، طرفداران شبکه نمایش خانگی را به وجد آورده است؛ به طوری که گویا عده‌ای از صاحب‌نظران این حوزه، فروش و رونق اقتصادی این شبکه را برای تحقق رسالت فرهنگی این رسانه مستقل کافی می‌دانند و آمار فروش را ملاک کیفیت محتوا قلمداد می‌کنند. با این حال، لازم است عاشقانه به دقت بررسی و روشن شود که چه عواملی بر استقبال از آن تاثیر گذاشته‌اند؟

۱- از نظر هنری

سریال عاشقانه به وضوح بر اساس همین نظرات آقای بازیگر تهیه شده و از فضای رئال کاملا دور است. فضای این سریال به معنای واقعی لاکچری است و مهم‌ترین نقاط تمرکز سازندگانش را می‌توان گریم و چهره بازیگران، طراحی صحنه و طراحی لباس دانست. حضور پرتعداد ستارگان سینما و تلویزیون با لباس‌های زیبا در خانه‌های آنچنانی و سوار بر ماشین‌های گران قیمت، از عاشقانه یک سریال خوش آب و رنگ ساخته و در عین حال دیگر زیبایی‌های فنی و هنری را قربانی کرده است.

بازی‌های ستارگان این سریال عمدتا از سطح همیشگی‌شان ضعیف‌تر است و حتی در بازی بازیگری مثل ساره بیات هم هیچ نشانی از آن ساره بیات «جدایی نادر از سیمین» دیده نمی‌شود.

تنها نقطه قوت بازی‌های عاشقانه را شاید بتوان بازی هومن سیدی دانست؛ و البته ناگفته پیداست که بخش عمده جذابیت این کاراکتر برای مخاطب، به خاطر رفتارهای خارج از عرف و دیالوگ‌های زننده‌ای است که برایش در نظر گرفته شده.

توجه بیش‌ازحد تهیه‌کنندگان این مجموعه بر آرایش‌های جذاب، لباس‌های مارک با تاکید بر الزام استفاده از کراوات، دکورهای زیبا و خانه‌های قصرمانند (عناصری که عموما در تلویزیون یافت نمی‌شوند) فی‌نفسه بد نیست، اما به شرطی که دیگر مولفه‌های سریال هم از استاندارد مشابهی برخوردار باشد. این در حالی است که مواردی همچون فیلم‌نامه ساده و قابل پیش‌بینی، اسلوموشن‌های طولانی و بی‌مورد، موسیقی متوسط و… ، تقریبا هیچ نسبتی با ظاهر رنگارنگ سریال ندارند. تاسف‌بارترین نمونه‌ این نقص در قسمت اخیر آشکار شد؛ جایی که در کمال ناباوری، عوامل این سریال حتی از تهیه چند دسته کاغذ شبیه به اسکناس و آتش زدن واقعی آن‌ها هم شانه خالی کرده بودند و شکل رایانه ای این آتش‌سوزی به شدت توی ذوق مخاطب می‌زد و او را ناامید می‌کرد.

۲- از نظر باورپذیری

به وضوح می‌توان گفت که فضای عاشقانه از جهات مختلف غیرواقعی و سرشار از تخیلات بی‌مورد است. از جهت اقتصادی، شکل زندگی شخصیت‌های سریال با مشکلات مالی‌شان تقریبا هیچ تناسبی ندارد. کاراکتری که خودروی حدودا ۱۵۰میلیونی سوار می‌شود و صاحب شرکتی با ظاهری بسیار عالی است، در پاسخ به تقاضای وام ۱۱۰ میلیونی همکار و دوست صمیمی‌اش که نگران زندانی شدن است، بی‌پولی و اوضاع نابسامان اقتصادی را مطرح می‌کند. شخصیت دیگری که خانه مجردی دوبلکس دارد و در یک شرکت تبلیغاتی مشغول است، به خاطر ۲۰۰میلیون حاضر به گول زدن خواهرش و تن دادن به ازدواجی است که تمایلی به آن ندارد و از همه جالب‌تر این که در موقعیتی دیگر، هیچ یک از شخصیت‌های سریال توان تهیه یک سند ساده برای وثیقه را ندارند تا مجبور شوند دست به دامان بدمن قصه شوند.

در حوزه روابط اجتماعی، با پدری مواجه می‌شویم که از پسرش خواسته همسرش را طلاق بدهد؛ صرفا به این خاطر که سرطان دارد. با زوجی آشنا می‌شویم که به‌خاطر یک سگ ازهم جدا می‌شوند و دختری که به دلیل گیر دادن‌های خانواده‌اش تصمیم می‌گیرد با صرف صدها میلیون تومان و تن دادن به یک ازدواج صوری از شر تماس‌های والدینش خلاص شود. واقعا راه‌های بهتری برای گره‌افکنی در داستان وجود ندارد؟ فضای عاشقانه تقریبا پر از همین ایده‌های باورنکردنی است.

قاتلی که ساعتش را بالای سر مقتول جامی‌گذارد، دختری که پس از تلکه کردن و ترک یک پیرمرد پولدار، دست و پایش را با طناب به تخت می‌بندد و ده‌ها مورد مشابه دیگر، همگی افراط‌های عاشقانه برای جذب مخاطب عمدتا زیر ۲۰ سال است؛ حتی به قیمت از بین بردن ارزش‌های هنری.

۳– از نظر فرهنگی و اجتماعی

با کمال تاسف عاشقانه را می‌توان یک اثر آسیب‌زا و نامناسب فرهنگی برای جامعه جوان ایران دانست. نمایش انواع رفتارها و روابط نامتعارف زمانی اسفناک خواهد بود که به جای نشان دادن آسیب‌های اجتماعی و فرهنگی‌شان، رفتارهایی مثبت معرفی شوند؛ به طوری که مخاطب کم‌سن‌وسال‌تر را به تحسین آن رفتارها برانگیزد. نمونه‌های این روش نادرست در سریال فراوان یافت می‌شود. مردی که تحت تاثیر احساسات کور، زیر بار مهریه سنگین رفته و پرداخت مبلغی را متعهد شده که از توانش خارج است، خودش را عاشقی معرفی می‌کند که از معامله کردن اجتناب کرده است و این رفتار بی‌منطق ناگهان به ارزش مبدل می‌شود. زمانی که مخاطب با موقعیت پنهان شدن یک مرد غریبه در دستشویی خانه زن مطلقه‌ای مواجه می‌شود، سریال او را بدین سمت هدایت می‌کند که این رفتار را یک ارتباط اجتماعی عادی تلقی کند و لابد هرکس فکر بدی بکند، ذهنش بیمار است.


کسی که به خاطر عشق به همسر سابقش، چشم خود را به روی یک قتل عمد می‌بندد و جنازه مقتول بی‌گناه را سربه‌نیست می‌کند، به قهرمان دوست داشتنی داستان تبدیل می‌شود؛ و بدتر از همه این که سنت مبتذل و نوظهور جشن طلاق به عنوان رفتاری متمدنانه که حاکی از احترام زوجین به یکدیگر است، معرفی می‌شود. مطلب تاسف‌بار و آسیب‌زای دیگر آن است که تقریبا تمام شخصیت‌های این سریال با والدینشان سر جنگ دارند. پدر رضا و گیسو شخصیت مطلقا سیاه داستان است و خباثتش را در مورد فرزندانش به کار می‌گیرد. ریحانه و پیمان از مادرشان، به‌خاطر ازدواج مجددش، دل خوشی ندارند؛ و درسا از تماس‌های وقت و بی‌وقت والدینش و این که آزادی فرزندشان را سلب می‌کنند، جوری به تنگ آمده که انگار مورد شدیدترین آزارهای وحشیانه از سوی ایشان قرار گرفته است. با احترام به همه‌ علاقه‌مندان به عاشقانه، می‌پرسیم: بر سر رابطه‌ نوجوانی که به تماشای این سریال می‌نشیند با والدینش، چه خواهد آمد و چه کسی پاسخگو خواهد بود؟

تردیدی نیست که سود مالی امری بسیار حائز اهمیت است، اما سود مالی حاصل از تولید فیلم و سریال هم درست مانند کسب سود دیگر مشاغل است و از یک الگوی کلی اخلاقی پیروی می‌کند: درآمد کسب می‌کنیم، اما نه به هر قیمتی. سوء استفاده از محدودیت‌های تلویزیون و صرف نمایش هرآنچه تلویزیون از پخشش معذور است در شبکه نمایش خانگی، در خوشبینانه‌ترین حالت روشی غیراخلاقی است. همان طور که وقتی متوجه شدند حجاب بازیگران مورد تایید دستگاه نظارتی مسئول نیست، فیلم برداری را به همان سبک ادامه دادند تا حجاب بازیگران مشمول سانسور زشت رایانه ای شود و مردم با دیدن مظلومیت عوامل عاشقانه و مشکلات و سنگ‌اندازی‌هایی که بر سر راه این گروه برنامه‌ساز مردمی است، بیشتر ترغیب شوند که از دانلود غیرقانونی اجتناب کنند، چرا که عملی غیراخلاقی! است.

داستان چیست؟

 بلافاصله در دو دقیقه اول سریال، با روایتی از یک خیانت روبرو می شویم. این تم، در دل داستانی موازی از سه دوست روایت می شود. رضا، سهیل و پیمان، سه دوست هستند که به نوعی نسبت فامیلی نیز دارند و غیر از آن، در یک شرکت مجلل اما ظاهرا نه چندان موفق تبلیغاتی نیز، شریک و همکار هستند. زندگی این سه دوست، تفاوت ها و جذابیت هایی دارد که قرار است، دستمایه داستان سریال باشند.

پانته آ بهرام در سریال  نمایش خانگی«عاشقانه»

پانتِه آ بهرام، در سریال  نمایش خانگی«عاشقانه»

رضا، پسر یک حاجی بازاری متنفذ سیاسی است که تضاد های شخصیتی فراوانی با پدر دارد. تعقیب دخترک زیبای داستان نیز، به دستور مادر و به منظور کشف ماجرایی پنهانی از پدر است. همسر او نیز، در مقایسه با دیگر شخصیت های زن داستان، سنتی تر و اندکی مذهبی تر است. سر و شکل زندگی شان نیز ساده تر و به زندگی قشر متوسط جامعه نزدیکتر است. زنی مرموز، جوان و زیبا، مخفیانه پا به زندگی این خانواده گذاشته و اتفاقات بعدی را رقم زده است.

سهیل، نماینده قشر بسیار مرفه جامعه است. سبک زندگی آنها بسیار مدرن و جذاب و مرفه است. آپارتمانی بسیار لوکس، شغل های پر درآمد و سبک زندگی غربی از جمله جذابیت هایی است که برای زندگی این زوج با بازی محمد رضا گلزار و ساره بیات، تعریف شده است. چالش زندگی آنها، روابط بسیار سرد زناشویی است که همچنان طی دو قسمت، دلیل و زمینه آن، مشخص نیست.

پیمان، شخصیت یاغی داستان محسوب می گردد. او برادر ریحانه، زن سنتی داستان است؛ اما زندگی خود را کاملا از چهارچوب معیارهای مورد پسند اجتماع دور کرده است. خلاف های زیر پوست شهر، فرار از زندگی متعهدانه و مخفی کاری های متعدد، حتی سبک حرف زدن و لباس پوشیدن غربی ولی سنت گریز او، مایه نوعی دیگر از جذابیت های داستان است.

هومن سیدی و محمد رضا گلزار در سریال نمایش خانگی«عاشقانه»

هومن سیدی و محمدرضا گلزار در سریال نمایش خانگی «عاشقانه»

این سه شخصیت اصلی در انتهای قسمت دوم، با ورود گیسو، از پشت پرده مخفی داستان به شرکت تبیلغاتی، همگی به هم متصل می شوند. با این ورود از این ببعد قرار است نوع چالش ها تغییر کند و مهیج تر باشد.

با چه نوع سریالی روبرو هستیم؟

 مدیوم شبکه نمایش خانگی که چند سالی بیش نیست به یکی از راه‌های عرضه تولیدات نمایشی بدل شده، تفاوت‌های آشکاری با مدیوم تلویزیون دارد. تفاوت‌هایی که هم شامل مزایاست هم معایبی دارد. آزادی‌هایی که در اجرا برای شبکه نمایش خانگی وجود دارد، در تلویزیون نیست و تضمین بازگشت سرمایه که در تلویزیون هست، در شبکه نمایش خانگی به این سادگی‌ها به دست نمی‌آید.

حسین یاری در سریال نمایش خانگی«عاشقانه»

حسین یاری در سریال نمایش خانگی«عاشقانه»

همین تفاوت‌ها، دست‌اندرکاران سریال‌هایی برای شبکه نمایش خانگی را ناگزیر می‌سازد تا استانداردهای جلب مخاطب را به‌خوبی فراگیرند و رعایت کنند. برخی از این استانداردها، حاصل خلاقیت و جسارت است و برخی فرمول‌های جواب داده پیشین را بکار می‌گیرد.

در سریال «عاشقانه» چیزی که بیش و پیش از هر فاکتوری به چشم می‌آید، گردآوری عمده معیارهای آزموده و موفق پیشین است. ستاره‌هایی در این سریال گرد هم آمده‌اند که شاید بودن حتی یکی از آن‌ها نیز، اقبال مخاطب را لااقل در ابتدای کار به همراه بیاورد. مهناز افشار، محمدرضا گلزار، فرزاد فرزین و ساره بیات و… هرکدام خود بخشی از مخاطبانن خاص خود را به تماشای حداقل یکی دو قسمت ابتدایی این سریال ترغیب می‌کنند. کنار هم چیدن این ستارگان، به‌نوبهه خود حکایت از تیزهوشی عوامل این سریال در بهره بردن حداکثری از فرمول‌های جذب مخاطب است. چراکه هرکدام از این هنرپیشگان طیف علاقه‌مندانی مخصوص به خود دارند. افرادی که ستاره‌ای مانند محمدرضا گلزار ستاره محبوبب آن‌هاست، شاید همپوشانی چندانی با طیف علاقه‌مندان به بازی ساره بیات نداشته باشند. با این چیدمان، تقریباً از هرر  نوع سلیقه‌ای، مخاطب، ستاره موردعلاقه خود را در این سریال خواهد یافت.

پوستر سریال نمایش خانگی«عاشقانه»

پوستر سریال نمایش خانگی «عاشقانه»

معیار بعدی جذب مخاطب، آنچه در نگاه اول به چشم او چشم‌نواز بیاید، دکور و نوع طراحی صحنه و لباس سریال است. ثروت و رفاه فراوانی که در تک‌به‌تک فریم‌ها موج می‌زند، شاید برای آن دسته از مخاطبانی که دسترسی به این نوع و سبک زندگی ندارند، مایه حسرت و رنجش تلقی شود، اما به‌هرحال بسیاری را نیز جذب می‌کند. بسیاری ترجیح می دهند این رفاه و این فاصله نجومی بین سبک های زندگی قشر های مختلف را در برابر چشمان بسیاری از اقشار فرودست و محروم، جلوه گر نکنند؛ اما دیدن رفاه و تجملی که شاید در زندگی عادی خویش هرگز بدان دست نیابند، برای عده زیادی شاید خوشایند باشد. طراحی لباس‌ها بشدت رنگارنگ، جذاب، مدرن و مانند لباس‌های مانکن‌های روی صحنه‌های شوی لباس، انجام پذیرفته است. خانه ها نوساز، بزرگ و مدرن هستند. خانه هایی انباشته از شیک ترین و گران ترین مبلمان و لوازم منزل در دل دکوراسیون های داخلی خاص و مینیمال. مظاهری که شاید از دید سازندگان باعث جذاب‌تر شدن اثرشان شده باشد،‌ اما در عمل آن‌قدر دور از زندگی مخاطبان است که در نهایت موجب دور شدن بیننده از شخصیت‌ها و عدم همذات پنداری با آن‌ها شود.

نمایی از سریال نمایش خانگی«عاشقانه»

نمایی ازسریال نمایش خانگی «عاشقانه»

در دل همین دکور صحنه و لباس، نکته دیگری نیز نهفته است که از دیگر ویژگی‌های این قبیل آثار به‌حساب می‌آید و آن سبک زندگی است. سبک زندگی که در این سریال برای شخصیت‌ها طراحی و بکار گرفته‌شده است، بشدت غربی، مدرن، به دور از فرهنگی ایرانی و شامل تجملات فراوان و مظاهر نمادین است. این سبک زندگی، یا به‌صورت نماد و تصویر، در سریال نشان داده‌شده؛ مانند کراوات، لباس فرم خاص زنان کارمند، ویولن، ماشین و پیست رالی و سگ خانگی و… یا اینکه حتی در قالب کلمات به آن اشاره شده است. آنجا که پگاه، همسر سهیل، اشاره به سفر آمریکای مادرش، برج زعفرانیه متعلق به مادر، خواهری که براثر افتادن از اسب، آسیب داده و همسری «خارجی» دارد و میهمانانی که «وجترین» هستند. همین مسئله نیز شاید عامل دیگری باشد در دور شدن هرچه بیشتر مخاطب ایرانی از فضای شخصیت‌ها و داستان. داستانی که گویا در ایران اتفاق می‌افتد اما تقریبا هیچ ربطی به سبک زندگی و فرهنگ ایرانیان ندارد!

عوامل سریال

گرد هم آوری این ستاره‌ها، نیاز به تیمی آزموده دارد که برخی یا تمام این عوامل جذابیت را پیش‌ از این آزموده باشد. منوچهر هادی کارگردان این سریال، سابقه ساخت پنج فیلم سینمایی را در کارنامه دارد از جمله فیلمی که نگاه مشخصی به گیشه داشت: «من سالوادور نیستم».

تهیه‌کننده این کار، مهدی گلستانه نیز تهیه‌کننده و کارگردان جوانی است که با فضای آثار سینمایی و نمایشی و روش‌های جذب مخاطب، آشنایی خوبی دارد و در کنار کارگردان با عواملی که اطمینان به بازگشت سرمایه را برای این اثرر تأمین می‌کنند، توانسته این اثر را به‌ عنوان موردی خوب برای سرمایه‌گذاری انتخاب کند.

تصاویری از پشت صحنه سریال نمایش خانگی«عاشقانه»

تصاویری از پشت صحنه سریال نمایش خانگی«عاشقانه»

فیلم‌نامه‌نویس‌های این سریال نیز، پیش‌ازاین ملودرام‌های اجتماعی، عاشقانه خود در مدیوم تلویزیون، امتحان خود را پس داده‌اند. آن دو، علیرضا کاظمی پور و سعید جلالی، پیش‌ازاین در نوشتن سریال پرمخاطب «زمانه» با یکدیگر تجربه همکاری داشته‌اند. سعید جلالی همچنین سریال تلویزیونی پربیننده «آوای باران» را در کارنامه دارد.

مزایا و معایب فیلمنامه

حال بد نیست به این بپردازیم که این دو نفر در پی افکندن نظم دراماتیک فیلم‌نامه این سریال، چه فرآیندی را طی کرده‌اند. آنچه در نگاه اول و با دیدن همین دو قسمت از سریال با آن روبرو هستیم، این است که زیاد قرار نیست نوآوری و خلاقیت در ایده یا حتی پردازش دراماتیک در این سریال ببینیم. در همان قسمت اول نیز، پی‌رنگ‌های موازی ایجادشده، کلیشه‌های رایجی بودند که در بسیاری از آثار دراماتیک نمونه‌های متعددی دارند.

کلیشه تعقیب ماشین و پی بردن به وجود یک زن جوان در رابطه‌ای که نباید باشد؛ کلیشه پسر مستقلی که پدر پولداری دارد و قصد ندارد از او کمک بگیرد؛ کلیشه یک فرد متنفذ سیاسی که ظاهری موجه و معتمد برای خودساخته است؛ کلیشه زندگی سرد یک زوج مرفه و موفق و استفاده از کلیشه دیگری به شکل حیوان خانگی به‌جای فرزند در دل همین کلیشه؛ پسر ناخلفی که زندگی مخفیانه نه‌چندان خوش‌نامی را تجربه می‌کند و دلیل آن را ازدواج مجدد مادر عنوان می‌کند؛ حتی کلیشه دخترک موبلند شیرین‌زبان با جمله‌های بزرگ سالانه نیز در این فیلم‌نامه گنجانده‌شده است.

این کلیشه آخر از جمله غیر منطقی ترین کلیشه های رایج است که معمولا برای شیرین تر کردن فضای داستان از آن بهره برده می شود. بچه ای کم سن و سال که جملات طولانی بی نقص می گوید، حکمت می بافد و رفتار هایش همه از روی سیاست اند.

حتی سریال، با یکی از پرتکرارترین کلیشه‌های دراماتیک آغاز می‌شود. تصویر زنی که در حال آرایش است تا برود و سوار ماشینی شود که نباید! در جا انداختن این کلیشه‌ها حتی، زیاده‌گویی فراوانی رخ داده است. ارتباط سرد سهیل و پگاه از چند بی خبری سادهه سهیل از مسائل مهم زندگی پگاه کاملاً آشکار است. دیگر نیازی به گفتگوی دو نفره سهیل و رضا نبود. آن‌ها گفتگویی سرشار ازجمله‌های بشدت تکراری و دستمالی شده انجام می دهند که به عیان‌ترین شکل، سردی این رابطه را شعار می‌دهد؛ درعین‌حال، کوچک‌ترین زمینه و دلیلی برای این سردی، ارائه نمی‌کند.

تصاویری از پشت صحنه سریال نمایش خانگی«عاشقانه»

تصاویری از پشت صحنه سریال نمایش خانگی«عاشقانه»

رفاه و سبک زندگی بشدت مدرن و مرفه زندگی سهیل و پگاه، کاملاً آشکار است. سفر مادر به آمریکا و داشتن سگ، به‌اندازه کافی گویای این مطلب هست. اصرار برای عنوان کردن دلیلی مانند سقوط از اسب برای آسیب‌دیدگی خواهر پگاه، پافشاری ناخوشایندی بر این رفاه را موجب شده است.

تصاویری از پشت صحنه سریال نمایش خانگی«عاشقانه»

تصاویری از پشت صحنه سریال نمایش خانگی«عاشقانه»

همین زیاده‌گویی‌ها در جای‌جای قسمت اول به چشم می‌خورد. صدای اخبارگو در دفتر کار پدر رضا، دیالوگ زن و مرد نیازمند مراجعه‌کننده با بازی‌های نه‌چندان قابل‌قبول آن‌ها، اصرار بسیار بر ناخوش‌احوالی رضا در اولین صحنه دفتر کار، اشاره آشکار و گل‌درشت به روابط و نفوذ گسترده پدر رضا و …چندین نمونه دیگر، ازجمله این زیاده‌گویی‌هاست.

داستان با ماجرای زنی در موقعیت مخفی ارتباط با یک مرد آغاز می‌شود؛ فردی مراقب اوست که تا مدتی معلوم نیست ارتباط او با طرفین ماجرا از چه قرار است. بیشترین حجم تنش و کنش و واکنش دراماتیک نیز در این پی‌رنگ به وقوع می‌پیوندد. ازآنجاکه ایفای نقش آن دخترک به مهناز افشار سپرده‌شده، طبعی قرار است ماجرای او به ماجرای اصلیی تبدیل شود. چنانکه در انتهای قسمت دوم، او به مرکز ماجرا منتقل و با دیگر شخصیت‌های سریال، مستقیماً مرتبطط می‌شود.

دیدن دو قسمت از یک سریال، هرچند برای مخاطب فرصت کافی ایجاد می‌کند تا تصمیم بگیرد که مایل به تماشای ادامه سریال هست یا خیر؛ اما هنوز برای قضاوت درباره بسیاری از چهارچوب‌های فیلم‌نامه و کارگردانی زود است. تا اینجای کار، هنوز انگیزه‌های افراد از عملکردهایشان مبهم و حتی در مواردی غیرمنطقی است. مادر رضا، دلیل بی‌وفایی همسرش را اختلاف سنی بین خود و همسرش عنوان می‌کند. کوچک‌تر بودن همسر از خود را مایه پیر شدن خود و تنوع‌طلبی همسر می‌داند؛ اما در ادامه متوجه می‌شویم که اولین بی‌وفایی‌ها، بسیار زود به وقوع پیوسته. باید در ادامه دید فیلم‌نامه نویسان، چه ترفندی برای حل این تعارض اندیشیده‌اند.

تناقض بعدی، در نسبت دادن روحیات مذهبی به رضا است. درحالی‌که به وضوح سبک زندگی رضا، حکایت از روحیات مذهبی نمی‌کند. این نکته را معلوم نیست که آیا باید به‌حساب شوخی های دوستانه سهیل و پیمان با او دانست، یا از کم‌اطلاعی نویسندگان از معیارهای زندگی افرادی با آن‌گونه عقاید مذهبی باید فرض کرد. مردی که معتقد به حرمت موسیقی و کشف حجاب است، همسرش حجابی مشابه ریحانه نخواهد داشت.

روابط بین افراد نیز، هنوز به جذابیت کافی نرسیده‌اند. چه هنگامی‌که دو فرد با یکدیگر مشکل‌دارند، چه زمانی که رابطه‌ای موفق را تجربه می‌کنند، نوع دیالوگ‌ها و حسی که نسبت به یکدیگر بروز می‌دهند، جذابیت دراماتیک و منحصربه‌فرد ندارد. ارتباط خوب رضا با ریحانه، دل‌نشین و باورپذیر نیست. ارتباط سرد سهیل و پگاه نیز هنوز از منطق مشخصی پیروی نمی‌کند.

شاید لازم بود در میان دیالوگ‌ها یا صحنه‌های فرعی سریال، اندکی از چرایی این سردی رابطه مطرح می‌شد تا بیننده متوجه دلیل رفتارها باشد. حتی اگر فرض کنیم که قرار است در قسمت‌های بعدی، گره‌ای از گره‌های داستان به این مقوله اختصاص داشته باشد، بازهم باید برای اینکه مخاطب درک و همدلی نسبت به این دو شخصیت پیدا کند، کمی به زمینه‌های این رفتار پرداخته می‌شد.

روحیات رضا نیز، هنوز چندان قابل‌درک نیست. از طرفی نگران باخبر شدن مادر از داستان گیسو است و از طرفی با بی‌احتیاطی محض، گیسو را در موقعیتی قرار می‌دهد که فوق‌العاده ایجاد تنش می‌کند. البته مشخص است که قرار این همین موقعیت فعلی گیسو، جان‌مایه فرازوفرود سریال قرار بگیرد، اما شاید باید فکری به حال انگیزه رضا از این کار می‌شد.

خیرخواهی صرف، نمی‌تواند انگیزه‌ای قوی برای انجام کاری باشد که ناگفته پیداست مایه دردسر فراوان خواهد شد. اگر انگیزه رضا، رویاروی با خواست پدر باشد که مشخص است روابط خوبی بینشان نیست، پس آن‌همه نگرانی برای مادر چه می‌شود؟

گرچه بازهم برای قضاوت زود است؛ و شاید در آینده در شخصیت‌پردازی رضا، نکات تکمیلی به مخاطب ارائه شود تا انگیز ه های رضا باورپذیرتر از کار دربیاید.

نکات مثبت داستان

از جمله نکات مثبت سریال، می‌توان به تضاد دراماتیک شخصیت گیسو پرداخت. شخصیتی که در مواجهه با فردی که بعدها متوجه می‌شویم پدر اوست، با صراحت درخواست پول می‌کند؛ و در مواجهه با رضا، کمبود محبت خانوادگی را مطرح می‌کند. روابطش با مردهایی مانند مرد همسایه در سایه‌ای از ابهام است و سبک زندگی‌اش نیز به نسبت دختری که در فقر و با مادری طردشده بزرگ‌شده، کمی زیاده از حد مدرن است؛ و همین امر به ایجاد کنتراست‌های مناسب شخصیت‌پردازی گیسو می‌افزاید. شخصیتی که کشف تناقض‌های عامدانه شخصیتش، عاملی برای به دنبال خود کشیدن مخاطب است.

نکته مثبت دیگر، مطرح کردن کلیشه حضور یک زن جوان لوند در زندگی پیرانه سر یک مرد متاهل پولدار و سنتی است که تقریبا به سرعت و در فاصله پخش دو قسمت از سریال، ساختار درونی این کلیشه به هم می ریزد. زن لوند داستان که قرار بود مرکز کشاکش فراوان باشد، ناگهان از موضع ارتباط عاشقانه با دو تن از شخصیت های اصلی، رضا و پدرش، خارج می شود. این کلیشه شکنی، اتفاق مثبتی است که می شود امیدوار بود دو فیلمنامه نویس سریال، در قسمت های بعدی، بهره کافی و خلاقانه از آن برده باشند.

شخصیت هنوز فرعی دیگری نیز در این سریال وجود دارد که تا حدی جذاب از کار درآمده. دختری بشدت امروزی و آزاد که در رفتار و ادعاهایش دچار تناقض است. از طرفی ادعای مجلسی میلیاردی و داشتن شوهری بسیار پولدار در دوبی می کند که برای خواندن ترانه ای برای کلیپ عروسی اش، خواننده ای بشدت مشهور را به استخدام خود درآورده، از طرف دیگر برای کسب پول پا به میدان قمار گذاشته و در کنار آن خواننده معروف از پیمان ناشناخته دعوت به کار می کند به صرف یک ادعا که شنیده است پیمان در کار تبلیغات است. این شخصیت، چناچه با هوشمندی به آن پرداخته شده باشد، می تواند گره های جذاب و اوج و فرود های مناسبی در روند داستان به وچود بیاورد.

زندگی مخفیانه پیمان نیز تا حدی باورپذیرتر و چالشی‌تر از دیگر اجزاء دراماتیک داستان از آب درآمده است. نوع گفتگوها، موقعیت‌های ایجادشده برای نشان دادن سبک زندگی او و نوع مراوده‌اش با خواهر و دیگر اعضای خانواده‌اش، برای این شخصیت نیز کنتراست و سایه‌روشن دلپذیر و جذابی ساخته است. بار طنز سریال نیز تا اینجای کار، به‌تنهایی بر عهده شخصیت پیمان بوده است. البته از بازی جذاب و خوب هومن سیدی در دوست‌داشتنی‌تر کردن این نقش نیز، نباید غافل شد.

درباره بقیه بازیگران، به‌جز محمدرضا گلزار که به نسبت بسیاری از نقش‌های دیگرش، در این نقش نسبتاً قابل‌قبول ظاهرشده، دیگر هنرپیشه‌ها هنوز به تمام ظرفیت و استعداد بازیگری خود نرسیده‌اند. ساره بیات، پانتِه آ بهرام، مسعود رایگان، حسین یاری و …هیچ‌کدام هنوز در حد انتظار ظاهرنشده‌اند. شاید ایجاد موقعیت‌های چالش‌برانگیزتر درر  قسمت‌های بعدی به بروز توان بازیگری این هنرپیشگان نیز کمک کند.

چه کسانی این سریال را دوست خواهند داشت؟

علاقمندان به محمدرضا گلزار و مهناز افشار که تعداد کمی هم نیستند، قطعا از دیدن این سریال، لذت خواهند برد. برای هر دو این هنرپیشگان، در داستان موقعیت های بروز ستاره وار فراهم شده است. هر دو نفر نیز، تلاش کرده اند بازیی های در خوری ارائه دهند. طرفداران ساره بیات نیز شاید از دیدن شخصیت پردازی متفاوت این هنرپیشه، لذت ببرند.. ساره بیات، در نقشی متفاوت از عمده نقش های پیشینش، ظاهر شده است. زنی بشدت مرفه و موفق و مدرن. شخصیتی که رویای بسیاری از دختران جوان امروزی است.

همچنین این سریال، تماماً از قاب‌های پر زینت و رنگارنگ و شسته‌رفته پرداخته‌شده است. عده زیادی از مخاطبان، دوست ندارند در هر فریم یک سریال که به‌قصد تفریح و وقت‌گذرانی پای آن نشسته‌اند، درد و رنج و شلختگی تصویری ببینند. آن‌ها می‌خواهند بدون آنکه احساساتشان، زیاده از حد درگیر شود و یا به فکر فرو بروند، از دیدن سریالی شیکبا داستانی نه‌چندان فاجعه‌بار لذت ببرند. این سریال، برای این گروه نیز، انتخابی مناسب است. 

تصاویری از پشت صحنه سریال نمایش خانگی«عاشقانه»

تصاویری از پشت صحنه سریال نمایش خانگی«عاشقانه»

تصاویری از پشت صحنه سریال نمایش خانگی«عاشقانه»تصاویری از پشت صحنه سریال نمایش خانگی«عاشقانه»

کاربر گرامی: به مطلبی که خواندی امتیاز دهید
1 ستاره2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (1 : 5٫00 out of 5)
Loading...
توسط ازارکهای زیر میتوانید این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید


هیچ دیدگاهی ثبت نشده هنوز, شما اولین باشید!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *